خانه  |  فروشگاه  |  مجلات  | کتاب  |  اخبار  |  گزارش ها  |  گفتگوها  |  مقالات

پدیدآورندگان  | محصولات  |  کتاب ریگان  |  جستجو  |  ارسال کارت الکترونیکی

ویژه نامه | حوزه هنری  |  آلبوم عکس  |  آیینه نشر  |  تالار افتخارات  |  درباره ما  |  ارتباط با ما

خانه » مجلات

کاربر: مهمان (خالی)

 

خداشناسی بر بام دنیا لذت دیگری دارد

محمدحسین دیزجی

 




اشاره:
گفت‌وگو با بهنام جدائیان، جوان‌ترین فاتح ایرانی قله‌ی اورست

«گاشر بروم» یعنی دیواره‌ی درخشان و كوهنوردان جهان، بلندترین این قله‌ها با 8068 متر ارتفاع را «كوه پنهان» لقب داده‌اند، زیرا هیچ كسی پیش از ورود به دره‌ی معروف «گاشر بروم‌ها» نمی‌تواند این قله‌ی مرتفع و دوردست را به تماشا بنشیند. می‌گویند تنها كوهنوردانی كه به قصد مبارزه به كوهستان می‌روند، اندیشه‌ی فتح این قله‌ی مرموز و خطرناك را در سر می‌پرورانند. تا ساعاتی دیگر یك تیم 12 نفره از كوهنوردان جسور ایرانی راهی پاكستان می‌شوند تا با سفر به منطقه‌ی قراقروم، مابین چین و پاكستان، این قله را زیر گام‌های استوار خود قرار دهند. اگر با دقت به این جمع نگاه كنی، جوان 30 ساله‌ای را پیدا خواهی كرد كه از او به‌عنوان جوان‌ترین فاتح ایرانی اورست یاد می‌شود؛ یك مربی بین‌المللی كوهنوردی كه در سن 24 سالگی به اورست رفت و تا امروز بارها و بارها قلل ایران زمین را زیر پا گذاشته است، جوانی خوش‌اخلاق، متین و جسور كه تاكنون دو دوره رهبری گروه كوهنوردی و عبور از مسیرهای سخت كوهستان را در فرانسه گذرانده است.
بهنام جدائیان كوهنوردی را به‌طور جدی از سال 69 آغاز كرد. در سال 76 به عضویت تیم ملی كوهنوردی كشور درآمد و از سال 78 تا امروز هم به‌عنوان مربی اردوهای تیم ملی، تجارب‌اش را در اختیار علاقه‌مندان قرار می‌دهد. او سال 79 نیز برای فتح قلل «چوآیو» و «شیشاپانگما» به تبت رفته است. بهنام جدائیان لذت اولین صعود را در سن 13 سالگی با فتح قله‌ی الوند همدان تجربه كرده است. گفت‌وگو با جوان‌ترین فاتح ایرانی اورست پیش روی شماست و اكنون كه شما این گفت‌وگو را می‌خوانید، او در مسیر دیواره‌ی درخشان قرار دارد.

ایستادن بر بام دنیا چه لذتی دارد؟

آخر آرزوهای یك كوهنورد است. ما تا ارتفاع هشت هزار متری رفتیم و صعود به قله توسط چهار نفر از اعضای تیم، یعنی آقایان اولنج، قصابانی، نجاریان و اوراز انجام شد.

چرا شما برای فتح قله نرفتید؟

برای صعود به قله با توجه به امكاناتی كه داشتیم هشت نفر را در نظر گرفته بودند كه من هم جزو آن‌ها بودم. یك بار این چهار نفر تلاش كردند، موفق نشدند، سرپرست تیم تصمیم گرفت دوباره همان چهار نفر این كار را انجام بدهند، چون كپسول اكسیژن اضافه نداشتیم، بنابراین همان چهار نفر صعود كردند.

وقتی برای بار دوم همان چهار نفر اول انتخاب شدند، شما ناراحت نشدید؟

خیر، این یك كار تیمی بود و در كار تیمی نتیجه مهم است. مهم رفتن به هیمالیا بود كه تیم هفده نفره‌ی كشورمان موفق به انجام آن شد.

این هفده نفر تا كجا با هم بودند؟

یازده نفر تا ارتفاع هشت هزار متری با هم بودند و بقیه، یعنی فیلم‌بردار، پزشك و سرپرست تیم، سر كمپ اصلی كه در ارتفاع پنج هزار و سیصد متری بود باقی ماندند.

آیا تاكنون كوهنورد ایرانی جوان‌تر از شما راهی اورست شده است؟

تا جایی كه من اطلاع دارم، خیر. البته از كشورهای دیگر مثل نپال افرادی جوان‌تر از من این قله را فتح كرده‌اند.

دشوارتر از فتح اورست هم سراغ دارید؟

بله، قله‌ی K2 در منطقه‌ی قراقروم پاكستان كه ارتفاع آن هشت هزار و ششصد و یازده متر است.

چرا دشوارتر است؟

مسیر آن دیواره‌ای است.

پس دشوارترین كوهنوردی در دنیا صعود به K2 است؟

تقریباً بله.
یك درس از این صعود بزرگ.
ازخودگذشتگی.

ماجرای صعود به اورست از كجا آغاز شد؟

در سال 76 ابتدا برای صعود به اورست فراخوان دادند كه 170 داوطلب داشت و سپس یك اردوی هشت مرحله‌ای گذاشتند. كار فنی، استقامت، قدرت بدنی، یخ‌نوردی، سنگ‌نوردی، تكنیك، تاكتیك و... جزو معیارهای انتخاب بود و در هر مرحله مربیان افرادی را كه شرایط لازم را نداشتند، حذف می‌كردند.

از این‌كه در هر مرحله قبول می‌شدی، چه احساسی داشتی؟

من آن زمان سرباز بودم و گذشتن از این مراحل در آن دوران برایم جالب بود و انگیزه‌ام را بیش‌تر می‌كرد.

عبور از آخرین مرحله‌ی انتخاب چگونه بود؟

معمولی گذشت. احتمال می‌دادم به دلیل سربازی انتخاب نشوم. فكر می‌كردم اگر هم فدراسیون كوهنوردی مرا انتخاب كند، ارتش اجازه‌ی خروج به من نمی‌دهد، چون سال قبل از آن هم برای صعود، یك قله در هیمالیا انتخاب شده بودم كه به دلیل سربازی اجازه‌ی خروج به من ندادند.

اگر این بار هم جواب منفی می‌گرفتی؟

خیلی ناراحت می‌شدم. من برای گرفتن گذرنامه و اجازه‌ی خروج بیش از اندازه دوندگی كردم.

صعود شما چه اسمی داشت؟

«صعود ملی اورست» كه با رمز «ای ایران، یا علی مدد» انجام شد.

احتمال صعود از نگاه خودتان چقدر بود؟

من صددرصد امید به صعود دشتم.

پیش از اورست چند بار و چند قله را زیر پا گذاشته بودید؟

من تمام قله‌های ایران را چندین بار و در همه‌ی فصل‌ها فتح كرده بودم. این كار حرفه‌ی من است.

مهم‌ترین ویژگی و صفت یك كوهنورد؟

ازخودگذشتگی، ایثار، جوان‌مردی، فداكاری و...

خودت را صاحب این صفات می‌دانی؟

دیگران باید نظر بدهند.

رشته‌ی كار شما كوهنوردی است یا سنگ‌نوردی؟

كوهنوردی. سنگ‌نوردی داخل سالن یك كار كلاسیك است، در حالی‌كه كوهنوردی یك كار طبیعی‌تر و خشن‌تر است. البته سنگ‌نوردی طبیعی هم داریم.

اهل سنگ‌نوردی هم هستی؟

بله، من دیواره‌های طبیعی را صعود می‌كنم، ولی اهل سنگ‌نوردی داخل سالن نیستم.

تفاوت صعود به دماوند قبل و بعد از صعود به اورست از نگاه شما؟

فرقی ندارد، دماوند بعد از صعود به اورست، همچنان برای من ماندگار و باعظمت است.

تا به حال چند ایرانی روانه‌ی اورست شده‌اند؟

در سالی كه من به دنیا آمدم، یعنی سال 52، یك گروه برای شناسایی به منطقه رفتند، اما صعود نكردند. از آن زمان تا هنگام اعزام تیم ما نیز هیچ تیمی به اورست نرفت، بعد از تیم ما هم برای اورست تیمی اعزام نشد. البته قرار بود سال قبل تیم بانوان ایران به هیمالیا برود كه به دلایلی این امر میسر نشد.

یكی از هیجان‌انگیزترین لحظه‌های سفر به بام دنیا؟

هم لحظه‌ای كه بچه‌ها قله را صعود كردند، هیجان‌انگیز بود و هم زمانی كه توفان كمپ 2 ما را خراب كرد. هردو هیجان داشت، ولی یكی مثبت و دیگری منفی بود.

در لحظه‌ی تخریب كمپ 2 كجا بودی؟

ما در كمپ اصلی بودیم، خوش‌بختانه كسی آن‌جا نبود كه حادثه ببیند، ولی چادرها و وسایل ما آسیب دید.

خبر صعود به قله‌ی اورست چگونه به شما رسید؟

ما در كمپ 2 بودیم كه با بی‌سیم مطلع شدیم.

خطرناك‌ترین لحظه‌ی این صعود؟

عبور از آبشار یخی. در این مسیر برج‌هایی از یخ به اندازه‌ی یك ساختمان ده طبقه وجود دارد كه ممكن است هر لحظه مقابل شما سقوط كند. البته عبور از شكاف‌های یخچالی و بهمن‌های منطقه نیز از خطرناك‌ترین لحظه‌های این صعود بودند.

اورست در یك جمله یعنی...

یك چیز دست‌نیافتنی كه به سادگی هم به دست نمی‌آید.

مدت زمان این سفر از آغاز تا پایان؟

حدود هشتاد روز؛ قبازی ما نود دقیقه‌ای نیست، بلكه نود روزه است.

از كدام كشورها و شهرها عبور كردید؟

از تهران با هواپیما به دهلی نو رفتیم، سپس به كاتماندو، پایتخت نپال و از آن‌جا با هلیكوپتر به شهر كوچكی به نام لوكلا رفتیم. از چند شهر كوچك نپال نیز گذشتیم تا به كمپ اصلی رسیدیم.

از كمپ اصلی تا قله؟

4 كمپ دیگر داریم.

در بالاترین نقطه به چه می‌اندیشیدی؟

صعود به قله.

وقتی میسر نشد؟

میسر شد، شخص مهم نیست، تیم اهمیت دارد.

خالق هستی را در آن بالا چگونه یافتی؟

دیدن آن‌همه عظمت ما را به شناخت بیش‌تر قدرت خالق هستی رهنمون می‌كرد. پی بردن به عظمت پروردگار در آن بالا لذت دیگری دارد.

فیلم‌برداران تا قله نرفتند. پس چه كسی این حماسه‌ی بزرگ شما را ثبت كرد؟

یكی از اعضای صعودكننده كه با فیلم‌برداری آشنا بود، این كار را انجام داد.

فاتح اورست همیشه در اندیشه‌ها قابل ستودن است. قابل ستایش‌تر از فاتحان اورست كیست؟

كسی كه این برنامه را طراحی كرد.

خبر این صعود اولین بار توسط چه كسی و چگونه منتشر شد؟

از قله توسط آقای اولنج به كمپ 2 و كمپ اصلی خبر رسید. سرپرست تیم هم آن را به سازمان تربیت بدنی و فدراسیون كوهنوردی مخابره كرد.

در آن لحظه چه حسی داشتی؟

از شادی در پوست خود نمی‌گنجیدم و اشك شوق می‌ریختم، زیرا باری كه بر دوش ما بود به مقصد رسید.

بازتاب این صعود در میان كوهنوردان سایر كشورها.

تیم ایران باعث تعجب همگان شد. نظم و انضباط، قدرتمند بودن ایرانیان و سرپرستی خوب تیم، مورد توجه سایرین قرار گرفت. در آن زمان ده یا دوازده تیم از كشورهای مختلف در منطقه حضور داشت. تیم ایران از اولین تیم‌هایی بود كه موفق به صعود شد و همین موضوع صعود ما را پررنگ‌تر جلوه داد. خیلی از تیم‌های حاضر در منطقه نتوانستند در آن زمان صعود كنند. در آغاز كسی ما را باور نداشت، ولی صعود موفقیت‌آمیز تیم ایران این تفكر را تغییر داد.

برخی كارها همراه با ریسك است. صعود به اورست تا چه اندازه ارزش ریسك كردن داشت؟

به خاطر نام ایران و این‌كه اولین بار چنین صعودی انجام می‌شد، تا حد از جان گذشتن ارزش داشت.

علاقه‌مندی شما به كوهنوردی ریشه در چه دارد؟

شهر من، یعنی همدان، ‌یك شهر كوهستانی است. مادر و برادرم خیلی به كوه علاقه داشتند و تشویق آن‌ها باعث شد كوهنوردی را دنبال كنم.

آرزوی صعود به كدام قله‌ی دنیا را دارید؟

K2 (كِی تو)

زیباترین قله و كوه ایران؟

همه‌ی كوه‌ها و قله‌های ایران زیباست و هركدام ویژگی خاص خود را دارد، اما علم‌كوه به دلیل طبیعت وحشی، دیواره‌ها و جنگل‌های كوهپایه‌ی آن برای من جذاب‌تر است.

زیباترین قسمت صعود به اورست؟

از نظر مكانی منطقه‌ی آبشار یخی به نظرم زیباترین بود.

درآمد شما از كوهنوردی؟

بخور و نمیر. من از طریق برپایی كلاس‌های آموزشی درآمد دارم.

صعود به اورست منفعت مادی هم داشت؟

خیر؛ متأسفانه صعود ما با جام جهانی فوتبال 98 هم‌زمان شد و آن‌طور كه باید و شاید مورد توجه قرار نگرفت.

یك تغییر واقعی در زندگی شما پس از فتح اورست؟

كوهنوردی را با جدیت بیش‌تر ادامه دادم.

هزینه‌ی این سفر؟

از رقم دقیق آن خبر ندارم، هرچه بود فدراسیون كوهنوردی پرداخت كرد.

راز موفقیت فتح اورست توسط گروه ایرانی؟

برنامه‌ریزی صحیح سرپرست، غیرتمندی بچه‌ها و هم‌بستگی اعضای تیم.

زمین از آن بالا چگونه بود؟

كروی بودن زمین را احساس می‌كردم.

اگر یك بار دیگر سفر به اورست مهیا شود؟

به یقین خواهم رفت.

شما از چه مسیری صعود كردید و چه افراد معروفی از این راه اورست را فتح كرد‌اند؟

ما از مسیر جنوبی رفتیم. اورست یك مسیر شمالی دارد كه از تبت می‌روند و چند مسیر تخصصی و دیواره‌ای هم وجود دارد كه خیلی عمومی نیست. اكثر كوهنوردان معروف جهان، نظیر ادموند هیلاری كه اولین فاتح اورست است، از این مسیر صعود كرده‌اند. هیلاری پنجاه سال پیش همین مسیر را رفت.

یك خاطره از این سفر؟

ما روز سال تحویل به كاتماندو رسیدیم، تقریباً نیم ساعت به سال تحویل مانده بود. این اولین بار بود كه من دور از خانواده و خارج از ایران سال جدید را آغاز می‌كردم.

بسیاری از افرادی كه بالای قله می‌روند،‌اشك می‌ریزند. چرا چنین حسی آن بالا در وجود انسان پیدا می‌شود؟

فتح اورست یك كار بسیار بسیار بزرگ بود و دست‌نیافتنی به نظر می‌رسید. لطف خدا ما را به قله رساند، بنابراین اشك شوق هم دارد.

تا كجا بدون اكسیژن رفتید؟

تیم ایران تا ارتفاع هشت هزار متری را بدون اكسیژن مصنوعی صعود كرد، در حالی‌كه كره‌ای‌ها، سنگاپوری‌ها و برخی تیم‌های دیگر از هفت هزار و سیصد متری به بالا اكسیژن مصرف می‌كردند.

آیا از تجهیزات خاصی برای این سفر استفاده كردید؟

بله، كفش ما دوپوش بود، لباس‌های بادگیر ما هم ویژگی خاصی داشت، به‌طور مثال عرق بدن از آن خارج می‌شد، ولی سرما از بیرون به آن نفوذ نمی‌كرد.

قیمت این تجهیزات چقدر است؟

كفش چهارصد هزار تومان و كاپشن آن دویست هزار تومان؛ از قیمت بقیه صرف‌نظر كنید.

در كوله‌ی حمله به قله چه چیزهایی با خود برده بودید؟

یك قمقمه‌ی آب، چند وعده غذا شامل بیسكویت، شكلات، آبمیوه و یك مقدار پسته و بادام، یك فلاكس چای، كپسول اكسیژن و لوازم یدكی، مثل عینك اضافی. پرچم قله را هم با خود می‌بریم.

آیا پرچم آن‌جا می‌ماند؟

شاید كم‌تر از ده دقیقه، زیرا توسط باد كنده می‌شود.

چطور می‌توان ثابت كرد كه یك گروه قله را فتح كرده است؟

قله‌ی اورست خصوصیات خاصی دارد، یكی از خصوصیات‌اش سه‌پایه‌ای است كه چینی‌ها آن‌جا كار گذاشته‌اند. عكس گرفتن با این سه‌پایه موضوع را ثابت می كند. البته تیم ایران از صعود خودش فیلم‌برداری كرد.

با توجه به این‌كه دستگاه گوارش بدن انسان در ارتفاعات بالا هر نوع خوراكی را نمی‌پذیرد، شما از چه موادی برای تغذیه استفاده می‌كردید؟

سوپ، كمپوت، بیسكویت و تا حدی تنقلات، بیش‌تر غذاهای مایع می‌خوردیم.

میان آخرین كمپ تا قله چقدر فاصله است؟

از نظر ارتفاع هشتصد و چهل و هشت متر و از نظر زمان 10 ساعت.

تیم ایران چه ساتی قله را فتح كرد؟

5/9 صبح.

اورست در زبان ما با پنج حرف نوشته می‌شود. به‌عنوان آخرین سؤال، پنج نكته‌ی خواندنی از اورست بگویید.

با حرف اول اورست می‌توان نوشت «ارتفاع» كه درواقع بیانگر بلندترین قله‌ی دنیاست. واو یعنی «ویژگی منحصر به فرد» اورست، كه در دنیا همتا ندارد. سومین حرف اورست به معنی «رها شدن» از قید و بندهای زندگی ماشینی امروز است. سین هم یعنی «سكوت» دره‌ی سكوت در حد فاصل كمپ 1 و 2 این مسیر قرار دارد. با آخرین حرف اورست هم می‌توان چنین نوشت كه «تلاش زیاد برای رسیدن به هدف ضرورت دارد».

 

» نسخه قابل چاپ     » ارسال صفحه برای دوستان

 

 

Soreie Mehr - Header

تمامی حقوق اين پايگاه متعلق به شرکت سوره مهر می باشد. استفاده از مطالب اين پايگاه با ذکر منبع، مجاز است.

تعداد بازديد از صفحات: 17718723