|
اشاره: احسان ذبیحیفر متولد 1358 تهران، فارغالتحصیل هنرستان موسیقی سوره است كه به تازگی تحصیلات خود را در رشته موسیقی در دانشكده موسیقی دانشگاه هنر به پایان رسانده است. وی با ساز تخصصی كمانچه آموختههای موسیقایی خود را بیش از همه وامدارِ آقایان اردشیر كامكار، محسن الهامیان، وارطان ساهاكیان و شریف لطفی میداند. او تاكنون با گروههای زیادی از جمله گروه چاوش، فاخته و مسیحا همكاری داشته و در آهنگسازی نیز فعالیتهای گوناگونی را در زمینه موسیقی ایرانی و شاخههای دیگر همچون موسیقی فیلم، كلیپ، نمایش و موسیقی كودك تجربه كرده است. «سایه روشن مهتاب» عنوان آخرین اثر و اولین كاست و سیدی اوست كه از سوی مركز موسیقی حوزه هنری با عنوان موسیقی تجربی (6) تولید شده است. این مجموعه با اجرای گروه مهتاب (جمعی از دانشجویان موسیقی) و به خوانندگی بیژن كامكار و همسرش نجمه تجدد منتشر شد. متن زیر پیرامون این مجموعه است. .......................................................
مجموعه «سایه روشن مهتاب» كاری است در زمینه موسیقی ایرانی و برای گروه سازهای ایرانی. چه گروهنوازی در موسیقی ایرانی و در نیمقرن اخیر، تحول چشمگیری یافته و تجربههای زیادی را در انواع و گونههای مختلف بیانی، با تركیباتِ گوناگون ساختاری و سازی به خود دیده است و «سایه روشن مهتاب» نیز تجربهای است در ادامه همین روند و در كنار سایر گونهها. تجربهای از نسل جوان و پویای موسیقی، كه به موسیقیِ ایرانی بهعنوان یك موسیقی جدی، پرمحتوا و منعطف مینگرند و در دنیای بیهویت و پرمشغله امروز، بهدنبال زبان مشترك خود با ریشهها و اصالتها و گذشته خویشند. گذشته و فرهنگی به قدمت تاریخ كه پشتوانه جوان پویا، جویا و ایرانیِ امروز است. در شرایط كنونی موسیقی كشور و درحالیكه تولیدات موسیقی ـ در تمام بخشهای آن ـ با مشكلاتِ زیادی مواجه است، مجموعه «یادمان بهار» از معدود آثاری است كه در این زمینه و در بخش جدّیِ آن، با نگاهی خاصتر و تأملبرانگیزتر، توسط نسل جدید و جوان موسیقی، تولید شده است. در نگاه اول و بدون در نظر گرفتن تمام نكات فنی و تخصصی موسیقی، باید جسارت، عزم و اراده تولیدكنندگان این مجموعه را در شرایط فعلی ستود. اراده و جسارت آهنگساز در بیان موسیقاییِ ایدهها و به تجربه رساندنِ افقهای ذهنی، عزم و اراده گروه در تمرینهای بلندمدّت و آزمایشگاهی (كه از مهمترین نتایج آن برقراریّ تبادلات حسی ـ موسیقاییِ گروهی میباشد.)، دقت و وسواس در اجرا و پارهای موارد دیگر، همگی نشان از همت بلندِ پدیدآورندگانِ جوان و دانشجوی این مجموعه دارد، كه البته حمایت حوزه هنری در تولید و نشرِ این مجموعه تكاملبخشِ این عزم و اراده است. اگرچه مركز موسیقی حوزه هنری با حضور آقای مهدوی در حمایت از آثار باارزش و هنری و انتشار آنها، بهخصوص در مورد جوانانِ مستعد و خوشقریحه همواره پیشقدم و پركار بوده است، اما سازمانها و نهادهای دیگر نیز باید بر حمایت این دست از جوانان ـ كه تعدادشان كم هم نیست ـ الگو بگیرند و همت گمارند، پیش از آنكه خسارات ناشی از دیركردِ این حمایت، بیش از این بر پیكر موسیقی این مرز و بوم ضربه وارد سازد. بهطور قطع حمایتهای عملیِ لازم از ارائه این ایدهها و تجربهها علاوه بر پویایی و بالندگی موسیقی كشورمان و بارورترشدنِ درونمایه غنیِ آن، بازتاب این آثار و نقدهای شنوندگانش را در پی خواهد داشت كه این سودمندترین قسمتِ كار برای تولیدكنندگان آنهاست.
در هر حال «سایه روشن مهتاب» نیز یكی از همین مجموعههاست كه ویژگیهای درخورِ بحث و توجهی دارد و حضور مؤثر و ارزشمند هنرمند گرامی، آقای بیژن كامكار كه اجرای آواز این مجموعه را به همراهی خانم نجمه تجدد بر عهده داشتهاند، با توجه به تجربه چندین سالهشان در عرصه موسیقی، رنگ و بویی دیگر به این كار بخشیده است و این تجربه و پختگی در تلفیق با اندیشههای جوان آهنگساز، در مجموع كار را شنیدنیتر نموده است. البته این مجموعه نیز باید ناگزیر از صافی شنیداریِ شنوندگانش عبور كند تا نقدهای آنان در محافل مختلف، تكاملبخش فرآیند این تجربه باشد. با اینهمه بیان برخی از ویژگیهای این اثر در یك نگاه كلی و به منظور داشتن پیشزمینهای مناسب برای شنوندگانش خالی از فایده نخواهد بود كه در ذیل به آن میپردازیم؛ این مجموعه شامل قطعات: برگریزان، كمند مهر، نسیم شمال، غریبانه، مژدهداران و قطعه سه قسمتی بهار غمانگیز (نوید بهار، زمزمه، بهار غمانگیز) میباشد. اشعار این مجموعه از امیرهوشنگ ابتهاج (ه..ا. سایه) میباشد و تركیب گروه نیز به شرح زیر است؛ سهتار (1 و 2)، تنبور، رباب، بربط، كمانچه، نی، تنبك و دف به همراه آواز (1 و 2) و همخوانی. در مورد سازبندی و نحوه بهكارگیریشان در این مجموعه نكات زیادی میتواند مورد توجه باشد. اما مهمترین آنها عبارتند از: استفاده از سهتار در گروه (بدون حضور تار و سنتور) و استفاده خاص از تنبور و ایجاد تمهیداتی برای نشاندنِ آن در كنار سایر سازها، نتنویسی برای تمام سازها (حتی تنبك و دف) به منظور حصول دقیقتر ایدههای موسیقاییِ مورد نظر، تلاش در استفاده از هر ساز با توجه به شخصیتِ صوتی و تكنیكیِ شناختهشده آن بهعنوان یك رنگ مستقل صوتی (و نه فقط تقسیم گروه به دو بخش مضرابی و كششی برای اجرای ایدهها) و توجه به نوانس در اجرا و موارد دیگری از این دست كه جای تأمل و توجه دارد. البته لازم به ذكر است كه تنبور از جمله سازهای عرفانی موسیقی ایران بهشمار میرود كه دارای حرمت و تقدس خاصی نیز میباشد. اما نباید تصور كرد كه استفاده از این ساز در موسیقی غیر مقامی با هدفِ از بین بردن جنبههای معنوی مورد نظر اهل حق و یا جدا كردن آن از دیارِ كهن و بومی و فاخر آن است.
بلكه باید دانست تنبور بهعنوان یك ساز، میتواند حتی با ایجاد تغییراتی (همچنان كه در این كار ایجاد شده) مورد استفاده قرار گیرد، بدون آنكه تعرضی بر جنبههای معنوی ـ مقامیاش صورت گرفته باشد. در این مجموعه یك سیم بم بهعنوان سیم چهارم به این ساز اضافه شده و پردههای لازم نیز افزوده شده است. اجرای نتهای همزمان (دوبل نتها)، مضراب «شُر» بر روی یك سیم و كندهكاریهای مختلف از جمله ویژگیهای تكنیكی است كه در این كار مورد استفاده قرار گرفته است. در مورد ملودیها و ساختار ملودیك قطعات این مجموعه باید گفت كه جدای از تراوشاتِ ذهنیِ شخصی و موارد دیگر، استفاده عینی و یا واریاسیونهای دور و نزدیك از گوشههای موسیقی ایرانی و ملودیهای نواحیِ مختلفِ ایران كاملاً مشهود است. درواقع آهنگساز، ساختار كلی قطعات را بر اساسِ ردیفسازی و آوازی موسیقی ایرانی و یا ملودیهای موسیقی نواحی، بنا بر برداشت شخصیاش استوار نموده است. بهعنوان مثال میتوان به استفاده از گوشههای گیلكی و یا غمانگیز در قطعه «بهار غمانگیز» و یا یك آهنگ خراسانی در «برگریزان» اشاره كرد. حتی همین اصل مبنا و اساسِ بداههنوازیهایی است كه نوازندگان در بخشهایی از این مجموعه بر عهده دارند. قطعاً نیازی به توضیح نیست كه این دو جنس موسیقی (موسیقی نواحی ایران و موسیقی دستگاهی) دارای چه اشتراكات و ریشههایی هستند و دامنه وجودی و پویاییِ هر یك از آنها تا چه حد ژرف و گسترده است. چه بسا آنچه كه در این مجموعه مورد استفاده واقع شده فقط یكی از هزاران برداشتی است كه میتوان از آن داشت و لزوم شناختِ عمیق و همهجانبه این دو به منظور استفادههایی بهتر و بیشتر از جوهره درونیِ آنها روشن و بدیهی به نظر میرسد. استفاده از جوهره درونی موسیقی ایرانی برای چند صدایی كردن آن و در نتیجه دستیابی به هارمونی خاص موسیقی ایرانی، همواره از آمال و آرزوهای بسیاری از اهل موسیقی بوده است كه جستوجوها و تلاشهای خوبی نیز در این زمینه صورت گرفته است. شاید بتوان گفت كه این تفكر و تلاش در این مجموعه نیز مورد نظر آهنگساز بوده است، اگرچه نمیتوان برای این تلاش، مرزبندیِ خاص و معینی تعریف نمود كه بتوان نتیجه قانونمند و روشنی نیز از آن گرفت اما میتوان مواردی را بهعنوان شاخص و یا چارچوب كلّی در مورد این مجموعه نام برد. این موارد شامل؛ توجه به زمینه هارمونیكِ موجود و ساختار ملودیها در انواع موسیقی ایران، در نظر داشتن و استفاده بهینه از ساختار و امكانات بالقوه و بالفعل سازهای موجود و توجه به خطوط افقی (ملودی) در چندصداییها (كنترپوان) میباشد. اما بارزترین و مهمترین شكل چند صدایی كه بسیار قابل تأمل و تعمق در این مجموعه است، ایجاد نوعی پلیمدالیته و یا پلیتونالیته (به تعبیر موسیقی غربی) در لحظاتی از آن میباشد. درواقع در بخشهایی از این كار (بهطور خاصتر در دو قطعه غریبانه و بهار غمانگیز) دو مایه مختلف بهصورت همزمان با یكدیگر شنیده میشوند. هرچند این تمهید در موسیقی ایرانی برای اولینبار و به این شكل پیشنهاد شده است، اما میتوان بهعنوان یكی از پتانسیلهای موجود در موسیقی ایرانی و برای هارمونیزه كردن آن، البته با شناخت عمیقتر ساختار موسیقی ایرانی و روابط نتها در این ساختار با یكدیگر آن را در آینده باز هم تجربه نمود و به نتایج بیشتری در این مورد دست یافت.
آنچه در این مختصر درباره مجموعه «سایه روشن مهتاب» بیان شد، مواردی كلی و تا حد امكان از دیدگاه تخصصی و موسیقایی (و نه زیباییشناسی) بود و جای آن دارد كه از زوایای گوناگون و دیدگاههای مختلف مورد بحث، بررسی و نقد واقع شود. حتی ضبط و میكس این مجموعه كه توسط گروهِ صدابردار آن به شكل خاص و تقریباً بیسابقهای در موسیقی ایرانی انجام و ارائه شده، میتواند موردِ توجه صاحبنظران قرار گیرد. در هر حال احسان ذبیحیفر با آگاهی و تسلط فوقالعاده بر آهنگسازی و شاخههای آن، و با ذهن خلاق و نگاه و دركی عمیق از موسیقی ایرانی اثری زیبا، بدیع و تأثیرگذار را خلق نموده است كه این اثر با همكاری گروه مهتاب بهعنوان گروهی جوان و خوشآتیه و حضورِ صمیمانه و مؤثر آقای بیژن كامكار و همراهی خانم نجمه تجدد به مجموعهای شنیدنی و ماندگار در زمینه موسیقی گروهی ایرانی تبدیل شده است. درواقع مجموعهای با این كیفیت را باید نقطه عطفی در گروهنوازی موسیقی ایرانی دانست؛ در شرایطی كه مشكلات زیادی همچون وجود مسائل و نارساییهای عمده در زمینه آموزش موسیقی ایرانی، عدم وجود تعریف درست و كاملی از مفهوم نوازندگی، نوازنده و فرهنگ گروهنوازی و موارد بسیار دیگری كه در بخشهای فنی ـ فرهنگی ـ اجتماعی بر جامعه كنونی موسیقی كشور حاكم است. در پایان امید آن میرود كه همچنان شاهد تولید آثاری اینچنین در انواع مختلف موسیقی ایرانی باشیم. آثاری كه بر اساس سنتها و داشتههای موسیقی ایرانی، با دیدی خلاقانه و بدیع و در قلمرو موسیقی جدی تجربه میشوند و گستره باروری موسیقی ایرانی را پویاتر و سرزندهتر میسازند.
٭كه از آن جمله میتوان به موسیقی مجموعه تلویزیونی «ندای حق» (زمستان 1380) و همچنین كلیپ تلویزیونی «شمیم بهشت» (بهار 1381) اشاره كرد.
|

دقت و وسواس در اجرا و پارهای موارد دیگر، همگی نشان از همت بلندِ پدیدآورندگانِ جوان و دانشجوی این مجموعه دارد، كه البته حمایت حوزه هنری در تولید و نشرِ این مجموعه تكاملبخشِ این عزم و اراده است

|