خانه  |  مجلات  |  کتاب  |  اخبار  |  گزارش ها  |  گفتگوها  |  مقالات  | پديدآورندگان

محصولات  |  کتاب رايگان  |  جستجو  |  ارسال کارت الکترونيکي  | وبلاگ  |ویژه نامه

حوزه هنری  |  آلبوم عکس  |  آیینه نشر  |  تالار افتخارات  |  درباره ما  |  ارتباط با ما

خانه » مجلات

 

كرامت ِموسيقي

حسین علی شاپور

 

محسن كرامتي متولد 1326 درتهران است. فارغالتحصيل رشته نقاشي از دانشگاه تهران، خطاط، مترجم بيش از چهل عنوان كتاب و مؤلف فرهنگ اصطلاحات هنرهاي تجسمي و بالاخره يك خواننده پركار و محقق در موسيقي ايراني است. سالهاست كه به تدريس روايت و شيوه آوازي اولين و تنها معلم موسيقي مستقيمش، استاد شجريان مشغول است. در بين خوانندگان قديمي بسيار شيفته سبك و سليقه آوازي جناب دماوندي و نكيسا است.
امكانات صوتي و صداي خاص كرامتي و وسعت بسيار خوب محدوده صوتياش، امكان تقليد از ظلّي، شجريان، و بنان را در دوره جواني و آغاز آشنايي با موسيقي ايراني برايش فراهم ميكرد. اولين كار رسمي ايشان، اجراي آواز چهارگاه در كاست صبحگاهي به سرپرستي و آهنگسازي حسين محمد عليزاده است. و اين همكاري به صورت مستمر در گروه هم آوايان و اجراي كنسرتها ادامه پيدا ميكند. در اجراي زنده «راز نو» و همچنين ضبط استوديي اين اثر بديع، به حد بسيار مطلوب و موفقي درخشيد. آوازهاي پنجه دشتي، دلدار، و... اثر طبع لطيف و صداي صميمي و گرم محسن كرامتي است. به بهانه تنظيم و اجراي رديف ميرزاعبدالله به صورت آوازي كه توسط ايشان كلام گذاري و خوانده شده است و در حوزه رديف موسيقي ايراني يك كار نوع و بديع است، با نگاهي منتقدانه به طرح سئوالاتي در خصوص اين اثر پرداختم كه اميدواريم براي نوازندگان و خوانندگان محترم آواز ايران مثمر ثمر قرار بگيرد.

با توجه به ويژگيهاي خاص رديف سازي، نظير سرعت و نوع جملهبنديها ... كه براساس توانايي و امكانات اجرايي سازها به وجود آمدهاند. انگيزه چنين كاري چه بوده است؟
البته درست است، شكي نيست كه سريعتر بودن اجرا در رديفسازي وجه مهمي است، ولي من خود را ملزم به اجراي قطعات با همان سرعت نكردم. سرعتها را مقداري كمتر كردم. انگيزه من اين بود كه رديفسازي ساده شود و اينكه در واقع بر معلومات خودم بيفزايم. چون قبلاً با رديفسازي آشنايي خيلي دقيق نداشتم. ولي هدف اصلي من اين بود كه همه ما روزي از يك رديف صحبت كنيم و تفكيك رديفسازي و آوازي، در بين نباشد. و اينكه نغماتي از رديفسازي را به رديف آوازي اضافه كنم تا هر دو رديف يكي شوند. نه اينكه يك رديف مخصوصساز باشد و يك رديف مخصوص آواز.
چرا نبايد در اجراي چنين رديفي از سرعت اجراي قطعات نواخته توسط ساز، تبعيت كنيم.
خيلي روشن است. اگر شما 10 نوازنده را در نظر بگيريد كه رديف را كاملاً مسلط هستند، سرعت نواختن همه آنها يكي نيست يعني تمپوي متفاوت دارند. يكي ممكن است بتواند تندتر بزند و نفر بعدي اصلاً توانايي تندتر نواختن را نداشته باشد بنابراين اين وجه آن نميتواند مانع كار ما بشود.
چرا مشابه چنين كاري تا به حال انجام نشده؟
واقعاً نميتوانم اظهار نظر كنم. ولي چون شخصاً اين كار را انجام دادهام، ميدانم كه مشكلات زيادي به همراه دارد. حوصله زيادي ميطلبد. شايد زماني بايد بگذرد كه بدرستي معني اين جمله معلوم گردد. قصدم اين نيست كه كار سختي بوده و فقط من توان اجراي آن را داشتهام. شايد ديگران انگيزه انجام آن را نداشتهاند. شايد اصلاً به فكر آن نيفتاده باشند. رديفسازي با ساز اجرا ميشده و رديف آوازي هم معلوم بوده. به همين قناعت كردند كه همين ملوديها و قالبهاي از پيش مشخص شده را تكرار بكنند. منظورم انتخاب قالبهاي شعري است و رديف آوازي. و خوب لزومي نديدند كه اين كار را انجام بدهند.
ما رديف ميرزاعبدالله را به عنوان رديف مكتب تهران ميشناسيم. و در مكتب آوازي تهران، نيز خوانندگان توانايي چون سيد احمدخان طاهرزاده، ظلي، و حتي اقبال آذر (كه با خوانندگان و نوازندگان اين مكتب آشنا بوده) فعاليت ميكردند. چرا آنها اقدام به تنظيم چنين رديفي نكردند؟
ببينيد، يك دليل خيلي روشن آن، ايناست كه اين كار را انجام ميدهد يا بايد به نتخواني تسلط داشته باشد و يا بتواند رديف سازي را با ساز بنوازد. حفظ كردن رديفسازي، بدون بلد بودن نت، بسيار مشكل است. و داراي ظرايف بسياري ميباشد. اقدامي كه من كردم به اين خاطر بود كه آقاي داريوش طلائي، اين نتنويسي را به شكل سادهتر انجام دادند و با روش جديد نتنويسي ايشان، من توانستم كه با حوصله و دقت روي رديف كار كنم. خوانندههاي قديم اكثراً نوازنده نبودند. نت هم نبوده كه بگوييم چرا حالا از روي نت اين كار را انجام ندادهاند. امكان انجام آن، برايشان وجودنداشته است.
به نظر شما آنها چه تفاوتي بين رديفسازي و آوازي قائل بودند؟
واقعاً از ذهنيت آنها هيچ خبري ندارم. سئوالي است كه هرگز هم به آن نكردم. من ميتوانم تفاوتي را كه خودم ديدم براي شما بازگو كنم. رديفسازي براي من، تازگي بيشتري داشت. جملاتي را در آن ميبينم كه در رديف آوازي و حتي در روايتهاي مختلف رديف و رديفآوازي وجود ندارد. ولي در رديفسازي هست. در اين اثر،تحريرهاي سازي را در خيلي جاها، به صورت آوازي اجرا كردم. اينها كارهايي است كه تا به حال در آواز نشده. شايد هيچكس هم نخواسته انجام بده من ديدم كه بايد تجربهاي كرد و با رديف كلنجار رفت. شايد حتي باعث ورزيدگي حنجره خوانندههاي ما بشود. چون تحريرهايي دارد كه واقعاً در توانايي ساز است و در اين رديف به صورت آوازي اجرا شده است.
اجراي اين اثر بيشتر با انگيزه استفاده خوانندهها بود يا نوازندهها؟
باور كنيد كه در وهله اول، من هدفم اين بود كه خوانندهها استفاده بكنند. ولي در عمل ديدم كه بيشتر به درد نوازندهها ميخورد. البته من هنوز معتقدم كه براي خوانندههاي باهوش بسيار مفيد است. ميتوانند از آن خيلي خوب استفاده بكنند.
چرا رديف ميرزاعبداله را انتخاب كرديد؟
دليل آن خيلي ساده است. چون تسلطّم به نت آنقدر فوقالعاده نيست كه روي رديفهاي ديگري كار كنم. اين روش نتنگاري آقاي طلايي، بسيار سادهتر است. و فقط روي رديف ميرزاعبداله به اين شيوه نتنويسي كردهاند.
پس رديفهاي ديگر هم اين قابليت را دارند؟
حتماً دارند. آرزو دارم روزي بتوانم روي رديف ميرزا حسينقلي كار كنم.
تفاوتهاي بنيادي كه در ساختار و نحوه اجراي اين رديف با رديفهاي آوازي متداول وجود دارد به نظر شما چيست؟
در رديف آوازي، ساختمان كار خيلي روشن است. شما هر گوشهاي را كه ميخواهيد بخوانيد مثلاً با تحرير شروع ميكنيد. به عنوان مقدمه، و بعد يك شعر به دنبالش ميخوانيد و در نهايت با تحرير ادامه ميدهيد يا فرود ميآييد. اما در رديفسازي معلوم نيست كه كدام تحرير و كدام جمله است. يعني كدام قسمت با تحرير و كدام قسمت با كلام بايد اجرا شود. اين تفاوت اساسي است. من تا جايي كه ممكن بود سعي كردم با تحرير اجرا بكنم. ولي چون قصدم ساده كردن اين رديف بود،ترجيح دادم كه بخشي از جملهها را كه اجرايش با تحرير، تقريباً نشدني بود و ا گر شدني بود حالت بينمكي ميشد، چيزهايي به آن اضافه ميكردم. يا كم ميكردم. مثلاً اگر تحرير دوتايي بود مجبور ميشديد سه تايي اجرا كنيد. يا بهطور مثال دراّب كه يك تكنيكسازي است و در آواز، با آن سرعت، امكان اجرا ندارد، به جاي سه تا مضراب، با دو تحرير يعني چپ و راست، اجرا كردم، يا در گوشه زنگ شتر، كلامگذاري كردم در حالي كه اين گوشه هميشه با ساز نواخته شده است.
در مورد مثال شما براي اجراي دراّب، شادروان دوامي گاهي در رديف آوازي خود، دراّب را اجرا ميكنند ولي البته نه با سرعت ساز.
درست است. شما وقتي آواز ميخوانيد يك متري براي كارتان مشخص ميكنيد. كه ديگر از آن متر، نميتوانيد خارج شويد. چون در غير اين صورت، كار بيمعنا ميشود. دراّب در ساز با سرعتي نواخته ميشود كه يك صدا ميدهد. يا فقط صداي يك چپ و راست ميدهد. و آن هم نيمي از كشش نت سياه را در بر ميگيرد. يعني نت چنگ. كه در آواز، با اين سرعت نميتوانيد دراّب را اجرا كنيد. و تازه اگر در ابتداي جمله و يا با تكرار در جمله باشد امكان اجرا ندارد. بعيد ميدانم كه دراب را با سرعت واقعي بتوان با حنجره اجرا كرد. لااقل من از انجامش ناتوان بودم.
در بين رديفهاي آوازي و قطعات آوازي شنيده شده از خوانندگان گذشته تا امروز، كداميك ممكن است گاهي به رديفسازي نزديك شده باشند؟
رديفي كه آقاي شجريان روايت كردند. روايتي كه استاد شجريان داشتند به نظر من نزديك است.
فقط روايت ايشان؟
البته استاد محمود كريمي. استنباطم اين است كه مبناي رديف ايشان، رديفسازي بوده است. همين طور مرحوم دوامي براساس رديفسازي، رديف آوازي را تدوين كردهاند. نميدانم مرحوم دوامي چقدر با ساز آشنا بوده ولي، محمود كريمي كه ساز هم مينواختند. و رديفسازي را بلد بودند و در انجام اين كار متوجه شدم كه ايشان هم از رديف ميرزاعبدالله خيلي برداشت كردهاند. ولي برخوردشان رها بوده و و نخواستند مو به مو اجرا كنند. در مورد آواز خوانان، فقط استاد شجريان و تا حدي استاد بنان، از رديفسازي بهره بردهاند.
شما در جايگزيني شعر، بر روي نغمات رديفسازي، تا حد زيادي از كلام خودتان استفاده كردهايد، در سرودن اين اشعار و اشعار انتخابي ديگر، تا چه اندازه به قرار گرفتن هجاهاي كوتاه و بلند در جاي مناسب توجه شده است؟
ميتوانم بگويم كه تقريباً 99% موارد سعي كردم كه اين طور باشد. در اجراي يك تحرير با هجاي آ، نخواستم كه سريع اجرا كنم كه حالت يا زمان نت دولاچنگ را داشته باشد. سعي كردهام كه چنگها و دولاچنگها را با (حروف)، كوتاه نشان بدهم نه با كشش بلند. براي اين كه كوتاهي آن حفظ شود. مثلاً در گوشه خسرواني كلام به صورت به قدمت اي خسرو ميباشد. بِ قَ دَ با كشش دولاچنگ و مَت با كشش چنگ و اي خسرو با نتهاي بعدي قابل انطباق است. و كششهاي خيلي طولاني در آواز مناسب نيست. ممكن است كشش يا طنين آن در ساز زيبا باشد. بنابراين تا حد امكان در اين رديف اين نكات رعايت شده است.
اجراي رديف آوازي با رعايت و دقت نظر در اداي درست كشش هجاهاي شعر، چه تاثيري در كيفيت آموزش آن دارد؟
چون موسيقي به طور كلي با رعايت كشش و سكوت ايجاد ميشود، تناسب كششها بسيار با اهميت است. به همان نسبت سكوتها هم بايد متناسب باشد. امتحان كنيد و آوازي را بدون دقت به كششها بخوانيد. ما در زبان فارسي، هجاهاي بلند مانند آ ـ اي ـ او داريم. وقتي با موسيقي آوازي و كلام سر و كار داريد لزوماً بايد آنها را رعايت كنيد. عدم رعايت آن، به پيكره آواز صدمه ميزند و بر عكس رعايت اين موضوع حتماً در آموزش تأثير مثبت دارد. به عنوان مثال در كلمه باغبان دو هجاي كشيده باغ، بان وجود دارد كه با اداي نادرست و نامتناسب كشش يكي از بخشها، اين كلمه ساده و زيبا، قشنگي خود را از دست ميدهد.
در بين خوانندههاي گذشته، كداميك نكات فوق را بدرستي رعايت كردهاند و آوازشان ميتواند آواز هجايي لقب بگيرد؟
فكر ميكنم از قديميترها. سيداحمدخان و البته استاد بنان، طاهرزاده هم خيلي خوب شعررا ميخواند و سيلقه ملوديپردازي بسيار خوبي داشت.
آيا جنابعالي با توجه به مراحل مشكل شكلگيري اين رديف، ادامه اين كار را هم به تنهايي انجام ميدهيد يا ممكن است از وجود يك شاعر هم استفاده كنيد؟ چون تنظيم، حفظ و اجراي آن به خودي خود بسيار وقتگير است؟
چارهاي ندارم غير اينكه از هيچ كس كمك نگيرم. براي اينكه كسي اين وقت و مجال را ندارد كه كنار من بنشيند و با حوصلهاي كه من دارم كار ميكنم، به اين موضوع بپردازد.
چه درصدي از كل رديف به اتمام رسيده است؟
فعلاً دستگاه شور و آوازهاي كرد بيات و دشتي هم كلام گذاري شده و انشاءالله اجرا ميكنم. تقريباً 40% از رديف انجام شده است.
آيا به طور همزمان به تدريس اين اثر ميپردازيد؟
بله، چند نفر از دوستان علاقه نشان دادند و شروع به آموختن رديف نمودهاند.
روند يادگيري هنر جـــــويان را چگونـه ارزيابي ميكنيد؟
خيلي سريع پيش ميروند. به راحتي از بر ميكنند. در قسمت جملات مشكلي ندارند. من در آموزش رديفهاي آوازي قبلي، شايد گاهي با شاگردان مشكل داشتم ولي در آموزش اين رديف بسيار پيشرفت خوبي دارند.
شاگردان حتماً بايد نتخواني بلد باشند؟
نه حتي نت نميدانند. يا آن چنان مسلط نيستند. ولي خيلي زود ياد ميگيرند، حداقل ميتوانم بگويم كه 90% گوشهها را فرا ميگيرند.
آيا شما فكر ميكنيد اين رديف قابليت اجراي زنده در يك كنسرت و يا اجرا در خارج از بحث رديف را دارد و يا فقط بايد به صورت رديف، آموزش داده شود؟
هم به صورت رديف ميتواند آموزش داده شود كه باعث تثبيت اين رديف شود و جدل بر سر جزئيات روايتها پيش نيايد و هم اينكه خوانندة با سليقه در يك كنسرت هم از آن استفاده كند. چون به هر حال ملوديهاي تازهاي در اينجا عنوان شده كه اگر ظرافت و سليقه به خرج بدهند خيلي هم زيبا خواهد شد. بايد دست خودشان را بازتر كنند، و از قالبهاي جديد با شاخ و برگهاي فهيمانه و زيبا استفاده و بهره ببرند.
مورد مشابهي هست كه شما مثال بزنيد؟
بله هم در كنسرت اين كار را انجام دادم و هم در كاست دلدار كه مثلاً گوشه ماوراالنهر كه در رديفسازي نواخته شده با آواز اجرا شده است.
همانطور كه اشاره كرديد خواننده ملزم به تبعيت از سرعت رديفسازي نيست و اصلاً امكانات اجرايي آن در حنجره خواننده نيست آيا سرعت اجرا ميتواند از اين هم كندتر شده و به رديف آوازي خودمان نزديكتر شود و باعث شود كه كلام بيشتر از حالت فعلي اين رديف مفهوم گردد؟
شدني است. فقط اشكالي كه پيش ميآيد قرار گرفتن هجاهاي خيلي كوتاه در كنار كششهاي نسبتاً بلند است. كه در آواز اگر بخواهيم مخصوصاً در كلام، تناسب را رعايت كنيم ممكن است بروز اين مشكل باعث نازيبايي آواز شود. اگر بخواهيد تناسب را به هم بزنيد ممكن است شدني باشد. در آواز ايراني، كششهاي 10 و 15 ثانيه و حتي 5 ثانيه نداريم. و اصلاً كششهاي 2 تا 3 بيشتر در آن مطبوع نيست. وقتي آواز كند شود لاجرم به نتهاي كشيده كه ميرسيم اگر بخواهيم، متناسب با كششهاي كوتاهتر اجرا كنيم، آنوقت ديگر آنقدر طولاني و دور از ذهن ميشود كه از قاعده آوازخواني ايراني خارج ميشود.


 

» نسخه قابل چاپ     » ارسال صفحه برای دوستان

 

 

Soreie Mehr - Header

تمامی حقوق اين پايگاه متعلق به شرکت سوره مهر می باشد. استفاده از مطالب اين پايگاه با ذکر منبع، مجاز است.

تعداد بازديد از صفحات: 53637544