|
اشاره:
ميگويند:اهل طنز،خوش كلام، شوخ طبع،رووشن بين، باهوش،نكته سنج،فعال و شاداب است. از قديميهاي بنياد و امين اين مجموعه است.گشودن گره مشكلات زندگي مردم برايش مهمتر از پايبندي به برخي مقررات خشك اداري است.سريع با مخاطب ارتباط برقرار ميكند و در محاسبه نيز با ماشين حساب رقابت دارد.عينك نميزند و معمولاً عصا هم دست نميگيرد.نابيناست،اما رفتارهاي نابينايان را ندارد.چشم ظاهر ندارد اما چراغ راه خيليها بوده و هست. دستش آسيب ديده،اما دست خيليها را گرفته و ارتقا داده است ميگويد:متولد 1344 هستم.در تهران به دنيا آمدم.سال 61به عنوان عضو تخريب راهي قرارگاه نجف شدم.هنوز 6 ماه نگذشته بود كه تركشها به حضورم در منطقه حسادت كردند.پس از آن كه كارنامهام به مهر جانبازي مزين شد،دوباره ديگر سراغ جبههها را گرفتم. مسئوليتهاي مختلفي را در بنياد جانبازان تجربه كردم.كارشناسي ارشد علوم سياسي از دانشگاه تربيت مدرس آخرين مدركي است كه دارم.دختر و پسرم هر دو دومي هستند.يكي دوم راهنمايي و ديگري دوم دبستان . ... و اينك من در اتاقي نشستهام كه سرپرست مركز توسعه فرهنگ جانبازي هم آنجا مينشيند.سادگي اتاق نشان از پيراستگي صاحبش دارد. چندين پرسش غير متعارف را با او در ميان گذاشتيم. في البداهه پاسخ داد.
آخرين تصوير و صحنه قبل از نابينايي؟
ارتفاعات باري دراز و تپه ماهورهاي مشرف بر آن در تنگه قاسم آباد كه ميدان مين عراقيها بود
آخرين چهرهاي كه ديدي؟
محمد صالحي،دستيارم در خنثي سازي مين و سردار امير احمدي،مسئول گروه خنثي سازي مين.
تا بحال در زندگي اول بودي؟
به طور معمول در كلاس درس شاگرد اول بودم.از نظر قد و قامت هم اغلب بلندتر از بقيه بودم.قبل از مجروح شدن مدرسه تيزهوشان ميرفتم. دبيرستان هم رشته رياضي ميخواندم
چند سالگي به جبهه رفتي؟
دوم دبيرستان را كه تمام كردم عازم شدم
چرا عينك نميزني؟
عادت ندارم.در دوران مدرسه هم يك عينك با نمره 25 صدم داشتم كه نميزدم.الآن به خاطر فعاليت هايي كه دارم، كلهام زياد به اين طرف آن طرف ميخورد.دلم براي عينك ميسوزد،چون دائم ميشكند.
چرا عصا دست نميگيري؟
اگر تنها باشم دست ميگيرم.آن روزها كه از جاده ساوه تا دانشگاه تهران براي تحصيل ميآمدم،چون تنها بودم از عصا استفاده ميكردم.اگر نياز باشد،دست ميگيرم.
اول بودن يعني چه؟
اول بودن يك مفهوم نسبي است. گاهي در يك رقابت مادي قرار داريد و گاه در يك رقابت معنوي هستيد.در رقابت معنوي بالاتر بودن مهم است و اول بودن معنايي ندارد.آنكه بالاتر و مقربتر باشد ارزشي دارد
اهل فيلم و سينما هستي؟
فراوان.يكي از بخشهايي كه در اين مجموعه با آن سروكار دارم،بخش سينمايي و تلويزيوني است.از كارهاي متداول و معمول من خواندن فيلم نامهها براي رد يا پذيرش آنها جهت توليد در گروه تلويزيوني جانباز است
اهل مطالعه هم هستي؟
كمي تا قسمتي. الآن به فراخور كارها،داستان، رمان،كتابهاي مربوط به حوزه جانبازان،را ميخوانم.در زمينه علاقه خودم بيشتر مباحث علوم سياسي،منطق جديد،جهاني شدن،توسعه يافتگي،و بستر حركت روشنفكري در ايران و غرب را دنبال ميكنم.
تا بحال چند كتاب خواندي؟
شايد بيش از سه هزار عنوان كتاب را در دوران نابينايي مطالعه كردم.زماني من به فراخور كار و مسئوليتم براي كسب اطلاعات به روز و حضور در ميزگردها روزانه چند كتاب را ميخواندم.
چه جوري؟
در اتاق را ميبندم.دگمه پيراهن را باز ميكنم.كتاب را سينهام ميگذارم و با چشم دل آن را ميخوانم.از شوخي كه بگذريم من مدتي مسئول كتابخانه گويا بودم.از نوار استفاده ميكردم.به طور معمول دوستان،همكاران،فاميل و همسرم براي من كتاب ميخوانند.يا اينكه آن را ضبط ميكنند و من گوش ميدهم.
بنابراين آنها هم به واسطه شما كتاب ميخوانند؟
يك بار كتاب جامعهشناسي سياسي موريس دو ورژه سر دبير لوموند را كه حدود 350 صفحه داشت به برادر همسرم دادم تا آن را برايم روي نوار ضبط كند.او كه سال دوم دبيرستان بود كتاب را روي چند نوار ضبط كرد و آخر سر هم گفت:كتاب را فقط برايت خواندم،ولي يك كلمه از آن را نفهميدم.
شما در اين اتاق حدود 200 جلد كتاب داريد.آيا آنها را هم مطالعه كرديد؟
تقريباً به اندازه نيازم همه را خواندم. كتاب در قفسه كتابخانه زنداني است.اگر آن را خواندي تازه آزاد ميشود.
آخرين كتابي را كه خواندي؟
مجموعهاي شامل 14 داستان با موضوع جانباز كه آخرين تأليف گروه ماست را مطالعه كردم.اين مجموعه هنوز اسم ندارد.
با مطبوعات هم ميانهاي داري؟
بگو كدام مطبوعات را نميخواني. پس بايد يك نفر فقط براي شما كتاب،مجله و روزنامه بخواند؟ يك نفر كه هيچ ،چند نفر.براي هر كتاب و مجلهاي دوستان خاص آن موضوع را دارم كه آن را برايم ميخوانند.
با خط بريل آشنايي داريد؟
فراوان و كامل. من بعد از مجروح شدن 9 ماه بستري بودم.در آن مدت پدرم - كه خدا ايشان را رحمت كند - مرا تشويق كرد اين خط را ياد بگيرم.من دوره 3 ماهه خط بريل را 20 روزه ياد گرفتم - البته مهارتهاي ديگري مثل خياطي و آشپزي را هم در حد رفع نياز فرا گرفتم.
سفر به شهرهاي مختلف براي شما چه مفهومي دارد؟
محيط هايي را كه شما به آن وارد ميشويد از نظر بومشناسي، جامعهشناسي، فرهنگشناسي و... با هم تفاوت دارند.شما درباره يك آيين سالها كتاب بخوانيد ولي يك مسافرت بكنيد،به يقين ديد بيشتري پيدا ميكنيد.تمدن چندين جلوه دارد،يكي از آنها مادي است.مدنيت در ظواهر است و شما با يك توضيح ميتوانيد آن را درك كنيد.چشم اين مظاهر را نشان ميدهد،ولي شما محتواي تمدن را با گفت و گو بدست ميآوريد
سفر خارجي هم داشتيد؟
سوريه،حج واجب و حج عمره.هر كدام يك بار.
بزرگترين آرزويتان؟
ظهور امام زمان (عج).
يك آرزوي شخصي؟
باز هم ظهور امام زمان (عج).
اگر آمد چه ميخواهيد؟
توفيق ياري.
مونس شما؟
قرآن ؟
در همه حال و همه جا؟
قرآن و زيارت عاشورا.
از ميان افراد چطور ؟
همسرم اولين است،بعد دوستان جانبازم. از ميان شخصيتها هم مقام رهبري.
كدام روز هفته را بيشتر دوست داري؟
از لحاظ كار، شنبه تا چهارشنبه را دوست دارم.از نظر عبادي هم جمعه را به خاطر ظهور امام عصر (عج) كه سيد الايام است دوست دارم.
اگر نابينايي را يك نقص بدانيم، بدترين نقص چيست؟
غفلت از پروردگار،قيامت و حقيقت هستي.
انسان به طور معمول زيبايي را به واسطه بينايي تعريف ميكند.زيبايي از نظر شما چگونه تعريف ميشود؟
هوالجميل. خدا عين زيبايي است.با اين ديدگاه شما نميتوانيد خدا را ببينيد.پس براي درك اين زيبايي راه ديگري وجود دارد.آنكه نميبيند، از درك اين زيبايي چيزي كم ندارد
سمبل زيبايي شما؟
خدا
از خدا چه تعريف و تصور داريد؟
بستگي دارد اين تعريف را به چه كسي ارائه كنيد.خدا هم اول است و هم آخر هم ظاهر است و هم باطن. همه جاست بي آنكه مكان بخواهد.
امروز ما در عصر حضرت مهدي (عج) زندگي ميكنيم.اگر امكان داشت در عصر و زمان يكي از معصومان زندگي كنيد،كدام دوراني را ترجيح ميداديد؟
ائمه ما همه انتظار فرج داشتند.پس اگر در زمان ظهور بتوانيم حاضر باشيم،بهترين دوران است.
اگر تنها يك دقيقه فرصت ديدار با رئيس جمهور را داشته باشيد؟
تلاش براي استقرار حكومت امام زمان (عج) را از ايشان ميخواهم. چه چيزي در زندگي معادل ندارد؟
خود زندگي.
ديد و بازديد برايتان چه معنايي دارد؟
عاشق آن هستم.
اگر نابينا نبوديد،فكر ميكنيد چقدر بر تواناييهاي شما افزوده ميشد؟
هيچي. اگر كم نشود زياد نميشود.الآن نه تنها احساس كمبود نميكنم. بلكه احساس توانمندي دارم.
اوقات فراغت را چه ميكنيد؟
به خبرهاي سياسي علاقه دارم.راديو معارف، درسهاي تفسير قرآن آيت الله جوادي و قرائت قرآن را دوست دارم.قرآن را با نوار گوش ميكنم و تكرار ميكنم.فوتبال و ورزش را هم دنبال ميكنم.خودم هم ورزش را تفسير ميكنم.كوه هم ميروم.
تنهايي؟
تا بحال امتحان نكردم.
از كامپيوتر هم استفاده ميكنيد؟
چار چوب آن را بلد هستم،اما خيلي وقت ندارم.كلاسهاي مختلف مثل اينترنت، exel,word را رفتم.
ديدن را براي ديگران چگونه تعريف ميكنيد؟
يك وقت ديدن ظاهري است و يك وقت بحث فهميدن مطرح ميباشد.فهميدن همان بصيرت است.اگر ديدن ظاهري باشد كه يك امر غريزي و طبيعي است.اما فهم آن ديدن در جانداران ابتدايي و پيشرفته تفاوت دارد.پرنده و انسان هر كدام با ديدگاه خود آن را تفسير ميكنند اوج لذت در زندگي؟
امام علي (ع) ميفرمايند:طيبترين چيزها و لذيذترين چيزها در بهشت،حب خدا،بندگان خدا و شكر خداست.
درآمدتان چقدر است؟
هر چه قدر خدا كرم كند.
غم و شادي خانواده و دوستان را چگونه تشخيص ميدهيد؟
از صداي آنها.
براي نعمت بينايي چقدر ميتوان قيمت گذاشت؟
براي هيچ نعمت الهي نميتوان قيمت گذاشت.وقتي چيزي نبود و ايجاد شد،در واقع فاصله ميان نيستي و هستي بي نهايت و بيكران است.
ازدواج شما چگونه اتفاق افتاد؟
همسرم جايي مرا ديد.يادداشتي به برادرم داد تا من با ايشان تماس بگيرم.پيشنهاد ازدواج از آن طرف بود.دلتان بسوزد كه همسرم از من خواستگاري كرد
همسرتان را با چه معيارهايي انتخاب كرديد؟
زندگي با شرايط من را بپذيرد.به امام و انقلاب علاقه مند باشد.حجاب و عفاف را مطابق شرع رعايت كند.به فعاليتهاي اجتماعي من علاقه مند باشد و در همه مراحل زندگي همراهم باشد
بهترين كارتان در زندگي؟
حضور در جبهه.
آبا براي منزل خريد هم ميكنيد؟
خيلي.
آخرين آن ؟
ديروز مرغ خريدم. كيلويي 1180 تومان
در كارهاي منزل هم سهمي داريد؟
ظرف ميشويم،جارو ميزنم،خريد ميكنم،فرش و لباس هم ميشويم.البته خرابكاري هم زياد ميكنم.
چه كاري را بلد نيستيد اما دوست داريد ياد بگيريد؟
تفسير قرآن.
سئوال بي پاسخ چيست؟
همين پرسش شما.
مرگ يعني؟
انتقال.
تا كنون به حال كسي غبطه خورديد؟
زياد. خيليها را داريم كه به حال آنها غبطه ميخوريم.هم در تاريخ و هم در عصر حاضر.
يكي از تاريخ و يكي از عصر حاضر؟
شيخ صدوق و آيت الله حسن زاده آملي.
مهمترين دغدغه ذهني شما؟
ظهور امام عصر (عج).
مشاور شما در سختترين لحظات زندگي؟
هميشه در حوزههاي مختلف فرد مناسب آن را پيدا كرده و با او مشورت ميكنم.
زيباترين لحظه زندگي شما؟
مجروح شدنم و ديدار با رهبر معظم انقلاب.
لذت بخشترين كار شما در زندگي؟
توفيق حضور در جمع هايي كه آدم را سبك ميكند.اين حالت گاهي در جمع دوستان حاصل ميشود و گاه با حضور در يك مكان زيارتي. آنچه كه روح آدم را سبك كند لذت بخش است.
چه كاري به طور معمول شما را شادمان ميكند؟
خدمت به مردم.البته من معمولاً شاد هستم.
بهشت اين دنيا كجاست؟
در جمع عالمان.
براي شما شب زيباتر است يا روز؟
بستگي به حال آدم دارد.اگر آن حال و توفيق شب رخ بدهد،شب زيباتر است و اگر روز باشد،روز زيباتر
دوست داريد چند سال از خدا عمر بگيريد؟
هر قدر خودش مقدر كرد.
اگر اختيارش با شما بود؟
باز هم راضي به تقدير او هستم.حكيم كل خداست.
كدام هنر را بيشتر دوست داريد؟
اگر با مجموع ادبيات د رنظر بگيريم، شعر را ترجيح ميدهم.اگر بدون ادبيات باشد،نقاشي.
نقاشي هم ميكنيد؟
خير.
پس چرا نقاشي را دوست داريد؟
دوست داشتن با انجام دادن دو كار متفاوت است.گاهي انسان دوست دارد كنار يك كوه بلند يا درياي پر تلاطم بايستد و آن را تماشا كند. اما حاضر نباشد از آن كوه بالا رفته و يا در آن امواج شنا كند.نقاشي،مفاهيم را خوب معنا و منتقل ميكند.
يكي از عيوب خودتان؟
خيلي حرف ميزنم و شوخي ميكنم.
شهرت بهتر است يا گمنامي ؟
بستگي دارد كه در راه اسلام، كداميك از آنها بكار بيايد هيچوقت چشم هم چشمي كرديد؟
نه. الحمدالله چشمي نداشتم تا روي چشم كسي بگذارم تا بشود چشم و هم چشمي.
رنگين كمان زندگي چند رنگ دارد؟
همه رنگين كمانها هفت رنگ دارد.رنگهاي اين رنگين كمان مكمل هم هستند نه متضاد هم.
آخرين نامه غير اداري كه نوشتيد؟
اهل نامه نوشتن نيستم
آخرين نامهاي كه دريافت كرديد؟
چون فاميلها و خانواده و بستگان ما همه در تهران هستند،نامهاي در كار نيست.با وجود تلفن و كامپيوتر ديگر نامه حرفي براي گفتن ندارد كدام ماه را بيشتر دوست داري؟
ماه بني هاشم
آخرين بار كه همراه خانواده به سفر رفتي؟
پاييز گذشته به قزوين رفتيم
زندگي شما چه رنگي است؟
سرسبز
اگر موفقيت را يك سه چرخه تصور كنيم، چرخهاي آن كدام است؟
چرخ جلو هدف است.برنامه ريزي و مشورت چرخهاي جانبي هستند بيناي نابينا كيست؟
هر كسي كه نتواند با ديدنش فهم كند.
نابيناي بينا چطور؟
آنكه مفاهيم را درك ميكند.
آخرين بار كه گريستي؟
سوالهاي سخت نپرس.شب جمعهاي كه گذشت.
آخرين بار كه خنديدي؟
يك دقيقه قبل، خنده چيزي است كه معمولاً دارم.
اگر قرار باشد پروردگار نعمت بينايي را به شما بازگرداند،دوست داري در چه شرايطي باشي و چشم در چه صحنهاي باز كني؟
چهره به چهره امام زمان (عج) باشم.
تا بحال براي شفاي چشمانت دست به دعا شدي؟
هرگز. چون اصلاً احساس از دست دادن آن را ندارم.ماندهام كه چطوري شكر اين نعمت را بجا آورم.
بعضيها چشم دارند،اما نميتوانند يك جامعه و اجتماع كوچك مثل خانواده خود را اداره كنند.شما اين مجموعه فرهنگي ورزشي را چطور هدايت ميكني؟
لطف خدا اصل كار است.بعد هم بايد لطف دوستان و كمك مافوقها. خداوند محبت مرا به دل ديگران مياندازد تا با من همكاري كنند.البته دوره هايي را هم در زمينههاي مديريت و برنامه ريزي ديدم. ميخواهم چيزي بپرسم كه اميداوارم ناراحت نشوي.فرض كنيم اراده خداوند بر اين قرار گرفت كه قيامت شما را از بهشت محروم كند.اما در قبال آن سه خواسته شما را برآورده سازد،از خدا چه ميخواهي؟
هيچ چيز.خواسته هايم را به حضرت فاطمه (س) ميسپارم.هر چه آن بانو فرمودند،من همان خواهم كرد.هر چه كه رخ داد آخرش ميگويم،خدايا دوستت دارم.
بزرگترين و مهمترين تصميم زندگي شما؟
دلم ميخواهد آدم بشوم.هنوز از عهده آن برنيامدم.
قديميترين سوالي كه هنوز بي جواب است؟
امام زمان (عج) چه زماني ظهور ميكند.
كاري در زندگي شما هست كه حاضر نباشي آن را با هيچ چيز ديگري عوض كني؟
مجروح شدنم را با هيچ چيز مادي عوض نميكنم خودت اين گفت و گو را با جملهاي بدون نقطه خاتمه بده. لااله الا الله. پرسيدم:چرا هيچ قاب عكسي روي ديوارهاي اتاقت نيست؟ گفت:چيزي در اين اتاق نيست كه مال خودم باشد.آنچه را كه شما ميبينيد، هديه دوستان است از ساختمان كه خارج شديم بلند بلند با خودم گفتم:چرا كسي به حاج احمد يك قاب عكس يا تابلو هديه نميدهد؟ همكار عكاسم گفت:همه با چشم ظاهر تابلو را نظاره ميكنند.انگار هنوز كسي پيدا نشده كه باور كند حاج احمد هم با چشمان خدايي خود،تصاوير را به تماشا مينشيند.بيا من و تو اولين تابلو را تقديمش كنيم.تصويري از خودش.آن وقت اين تابلو را فقط كساني ميبينند كه مثل او چشماني خدايي داشته باشند همه عشق او يوسف بي بديل زهراست.انگار تقدير بر آن بود كه اين مصاحبه در سالروز آغاز حكومت منجي عالم بشريت شكل بگيرد.راستي! چه كسي ما را به اين مصاحبه دعوت كرد؟
|